تب اصلي صفحه اول

فلسفه غم و شادی در اسلام

چرا در فرهنگ شيعه، هميشه حزن، اندوه و عزادارى حاكم است؟

يكم. البته در فرهنگ شيعه اعياد بزرگى وجود دارد مانند روز تولد چهارده معصوم، عيد سعيد غدير خم، عيد قربان، عيد فطر، مبعث و ... همه روزهاى شادمانى و سرور است.
دوم. اگر ملتزمان به فرهنگ شيعى، سرور و شادمانى خود را به صورت عزادارى علنى نمى‏ كنند، اشكال از فرهنگ نيست؛ بلكه پيروان فرهنگ، اين كوتاهى را كرده‏ اند.

گرسنگی کشیدن در اعیاد!

در عيد و ميهماني ، از انسان پذيرايي مي کنند چرا در عيدها و ميهماني الهي در اسلام بايد گرسنگي بخوريم و روزه بگيرم؟ اين ديگر چه نوع ميهماني است؟! آيا در اديان ديگر هم چنين است؟

در جهت پاسخگويي به پرسش ارائه شده به چند مطلب اشاره مي کنيم:
1)تبرك و توسل به روزه به نوعي در تمام اديان الهي و حتي اديان غير الهي مثل برهماييان و بوداييان و بت پرستان ... رايج بوده است. ملتها و مذاهب در مواقع غم و اندوه و يا در مواردي که احتمال بلا و مصيبتي مي دادند و يا مصيبتي برآنها وارد مي شد و هم در زمانهاي شادي به روزه متوسل مي شدند.

خطای مراجع

با توجه به اين كه علما معصوم و مصوون از خطا نيستند، چرا ما بايد از آنان تقليد نماييم؟ اگر آنان به خطا فتوا دهند چه كسي پاسخگو است، مقلد يا آن ها كه چنين فتوا داده اند؟

در ابتدا گفتني است؛ خطا در حکم و نظريه، اختصاص به مراجع ندارد در مورد يک پزشک هم اين گونه نيست که همه تشخيص ها و نسخه هاي او درست باشد، بلکه قطعا در بين صدها نسخه اي که مي¬دهد يکي هم اشتباه مي شود. هم چنين در بين صدها فتوايي که يک فقيه صادر مي کند احتمال اين که برخي از آن ها اشتباه باشد وجود دارد. گر چه اين چنين است ولي چاره اي هم غير از اين نيست وقتي دست ما از امام معصوم کوتاه شد راهي غير از اين باقي نمي ماند آيا مي توان به دليل وجود چند اشتباه در نسخه هاي پزشکان به طور کلي پزشکي را تعطيل کرد؟ بديهي است که هيچ عاقلي به اين سؤال پاسخ مثبت نمي دهد .

محرومیت های اقتصادی- سیاسی محدودیت ارتباط با کفار

نجس دانستن کفار غير از اين که محروميت هاي متعدد اقتصادي، اجتماعي، سياسي و... را براي جامعه مسلمين به همراه دارد ، چه منفعتي براي مسلمانان دارد؟

ناگفته پيداست که نجاست کافر و مشرک دائر مدار شرک و کفر است، يعني آن چه متعلق نجاست است، کفر و شرک است. حکمت هاي متعدد بهداشتي، عقيدتي، اجتماعي و معنوي را مي توان در مورد حکم نجاست کافر و مشرک اشاره نمود. در ادامه به برخي از اين حکمت ها اشاره مي کنيم:

مرجعيت زن

چرا زن مجتهده نمي تواند مرجع تقليد باشد، در حالي كه او نيز مانند مردان تلاش كرده و به درجه اجتهاد رسيده است؟

اجتهاد غير از مرجعيت تقليد است و علاوه بر بعد علمي نياز به حضور در فعاليت هاي گسترده اجتماعي و ارتباط با همه اقشار است و اسلام به لحاظ حفظ عفاف زن بيشتر بر بعد تربيتي او تكيه كرده است و با حذف بارهاي سنگين و زحمت طاقت فرساي سر وكار داشتن با افراد، جمعيت ها و سازمان ها، برخي از كارها را به زنان اختصاص داد كه از لحاظ كاركرداجتماعي و ديني بي نظير است، پس آن زحمت دردسر ساز كه از نظر اخلاقي نيز زمينه سلب كرامت شايسته زنان را فراهم مي كند از زنان حذف و به جاي آن كاركردهاي ديگري را به آنان واگذار كرد. مرجعيت دينى يک حق نيست که زنان از آن محروم شده‏ اند، بلکه تکليف و مسئوليت است.

لطفا براي ارسال سوال از فرم زير استفاده كنيد.
متن سوال: نام: همراه: ايميل: